رفتن مستقیم به محتوای اصلی
یادها و همدلی‌ها

پیام‌های یادبود کلثوم(بتول) مهدی زاده مژدهی

نوشته‌هایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود

ثریا طلوع
مادر عزیزم من هیچگاه بهشت را زیر پایت ندیدم زیر پای نو آرزوهایی بود که به خاطر من گذشتی😢
طاهره طلوعی
ازچرخ روزگار دگر سیر شدم از روز وشبم خسته و دلگیر شدم مرگ هم نمیگیرد سراغی ازما به خیالش که جوانم ., به خدا پیرشدم
طاهره طلوعی
اگرچه اندوه بزرگی بر قلب ما سنگینی می کند، مادرعزیزمون تنها به آغوش خداوند بازگشت. از خدا می خواهم مادر مهربون و عزیزم را در سایه رحمت جاویدانش قرار دهد و ما را برای دیدن جای خالیش شکیب سازد.
طاهره طلوعی
گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود گفتا چه توان کرد که تقدیر همین بود گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود گفتا که نگو مصلحت دوست در این بود
ثریا طلوع
دلم می سوزد و کاری زدستم بر نمی اید😢😢😢
طاهره طلوعی
از جفای روزگار است که بهترین انسان ها را همچون گلی می چیند مباد از آن روزی که آن گل مادر باشد
طاهره طلوعی
از جفای روزگار است که بهترین انسان ها را همچون گلی می چیند مباد از آن روزی که آن گل مادر باشد
ثریا طلوع
دلم می‌سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید مادر جانم😥
طاهره طلوعی
خاطر آخرین نگاهش، قلبمان را به آتش کشیده یاد آخرین کلام گرمش، سینه را مالامال اندوه کرده است و در میان موجی از ناباوری در حسرت نگاه با محبتش می‌سوزیم و چگونه باور کنیم پر کشیدن و نبودنش را در سوگ هجران مادر خوب و مهربانم
ثریا طلوع
دلم می‌سوزد و کاری زدستم بر نمی آید مادر جانم😢😥
ثریا طلوع
دلم می‌سوزد و کاری زدستم بر نمی آيد مادر جانم😥😢😥
ثریا طلوع
دلم می‌سوزد و کاری زدستم بر نمی آید مادرم😢😢😢😢