رفتن مستقیم به محتوای اصلی
یادها و همدلی‌ها

پیام‌های یادبود زهراسادات شریفی منش

نوشته‌هایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود

احمدرضا رخشیجان
امروز با مادرم صحبت از گذشته ها شد و اتاقی که عمرش به نزدیک ۶۰ سال می رسید. پرسیدم مامان این‌ اتاق و این خونه چقدر آدم دیده! عروسی شما همینجا بود، عروسی خاله هم همین‌طور.البته طبق عکسا. مامان گفتند و عروسی آقای یوسفی و عروسی منیر سادات و عروسی عفت سادات و... گفتم یعنی آقای بختیاری عروسی شون رو اینجا گرفتند؟ گفتند بله. چون خونه ی بابا الفت بزرگ بود و نوعا دوست داشتند اینجا عروسیشون باشه. یادش بخیر بابا چه زرشک پلوی فوق العاده ای هم درست کرده بود. گفتم خوش به سعادت بابا الفت که حقیقتا اهل خیر بود و همونی بود که اهل بیت دوست داشتند. مایه ی زینت اهل بیت بود و آبرودار و تقریبا کسی در فامیل پدری و مادری نیست مگر این که به نوعی بابا الفت به گردنش حق داره. روح بابا و مخصوصا تازه درگذشته ، عفت سادات (زهرا سادات) شریفی منش شاد باد.