چهلمین روز درگذشت مادر بزرگ مهربان و خوبم ، می دانم روزگار با تو آنگونه که تو با او مهربان بودی مهربان نبود . اما خدای مهربانی ها نگهدار تو در لحظات سخت زندگی بود . می دانم . آنگاه که تو با مشکلات می جنگیدی ستایشت می کردم دلم برایت تنگ شده . چهل روز است که دیگر نیستی و برایم ارزوی خوشبختی نمیکنی دست روی صورتم نمیکشی و برایم ارزوی سفید بختی نمیکنی ، چهل روز است که دیگر خانه ات خالی شده ، چهل روز است صدای پر مهرت در گوشم زمزمه نمی کند چهل روز است نمیگویی به من سر بزن چهل روز است مادر بزرگ نگفته ام 40 روز است ندیدمت قدرت را ندانستم همیشه می شنیدم می گفتند : خدا سایه بزرگتر ها را کم نکند و حالا می فهمم یعنی چه ؟ مادر بزرگ خوبم عزیزم چگونه دلت آمد همه ی مارا تنها بگذاری ؟ نمی دانی در فراقت چگونه اشک ریختیم . من برای از دست دادن تو ، گریستم و گریستم و گریستم نمی دانی آن زمان که در آرامگاه همیشگیت آرمیدی چقدر زیبا شده بودی ! چقدر آرام بودی ! درست همانطور که می خواستی در منزلی نو ، همه چیز آن طور که در شان تو بود انجام شد . عزیزم برایمان دعا کن ، دعا کن روشنی قلبت در پناه پروردگارت زندگی خوبی داشته باشد دعا کن هنوز هم برای خوشبختیمان ، برای سفید بختیمان ، برای همیشه ، برایمان دعا کن یادت همیشه با ماست مادر بزرگم به یاد مادربزگ عزیزم فاتحه الصلوات.
→
بازگشت به یادبود
1
پیام
پیامهای یادبود اقدس رضایی
نوشتههایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود