رفتن مستقیم به محتوای اصلی
یادها و همدلی‌ها

پیام‌های یادبود مصطفی قاضی زاده

نوشته‌هایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود

Jafar Madanizadegan
*بسم الله الرحمن الرحيم* *می‌دانم داغی کـه بر دلتان نشسته بـه همین آسانی‌ها تحمل نمی‌شود. می‌دانم چقدر سخت اسـت صبح چشم بگشایی و بگویی کاش هنوز بود…* سلام خبرش سنگین ودهشناک بود! فقدان این برادر عزیز را به خانواده محترم ایشان و تمامی خاندان معزی تسلیت گفته و برای ایشان آمرزش الهی و علو درجات مسئلت دارم.
نفس امیری
تسلیت واژه کوچکی است در مقابل این غم سنگین وعظیم روح بزرگ فرزند بزرگوارتان قرین رحمت و آمرزش الهی باد از خداوند متعال برای شما و خانواده محترم تون صبر و آرامش طلب میکنم از طرف خانواده رحیمی
حسین صالحی
عرض تسلیت به بازماندگان محترم و آرزوی صبر و همچنین دعا جهت شادی روح عزیز ازدست رفته
احمدرضا ربانی
برادر بزرگ و معلم کودکیم بود. لحظه لحظه خاطرات زندگی کودکی و نوجوانیم تو خونه اندیشه ۸ با دایی مصطفی شکل گرفت. بازی میکردیم، درس میخوندیم، ورزش میکردیم، میخندیدیم، گریه میکردیم، عزاداری میکردیم، شادی میکردیم، حتی دعوا هم کردیم اما انقدر بی کینه و صاف بود که هیچ وقت هیچ چیزی به دل نمیگرفت. کجایی که برامون بزنی با سازت؟ کجایی که بخونی یه درخت و خشک و بی برگ توی یه کویر داغ …؟ کجایی که بیای نصیحت کنی بگی احمدرضا زن میخوای بگیری؟ مطمئنی؟ بیا بازم نصیحت کن. بیا برامون خاطره بگو از یه موقعهایی که هیچکس یادش نیست و فقط خودت مو به موی جزییاتشو بلدی. بیا جک بگو بعد خودت انقد بلند بخند که من از خنده تو خنده م بگیره… بیا … فقط بیا…