رفتن مستقیم به محتوای اصلی
یادها و همدلی‌ها

پیام‌های یادبود انور فدایی

نوشته‌هایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود

محمد امیرخانی
آرزوی یک کودک نابینا: می گویند: آفتاب بی اندازه زیبا و منظره گلهائیکه در کنار رودخانه بر روی آب ریخته ، بسیار دلاویز و پرواز پرندگان از چیزهای تماشایی است... می گویند: شبها روشنایی دلکشی چهره آسمان را می آراید... می گویند: رنگ گلها از عطر آنها هم بهتر و خوش آیندتر است... می گویند: دره ها ، کوهها ، آبشارها و بیشه ها بویژه در سحرگاهان بقدری لطیف و دل انگیز است که انسان در برابر اینهمه آثار زیبا باید زانو بزمین زده و سر فرود آورد... اما ، من... نه آن دریا را که خروشش بگوشم می رسد ، می توانم دید و نه آن گلهای رنگارنگ را . نه آسمان و نه آفتاب زیبا را ، نه درختان و نه میوه های قشنگ و نه روشنایی صبح را ، و نه از ندیدن آنها متاسف و دلتنگ نیستم خیر ، خدایا ، خیر! از آن همه زیبائیهای این جهان هیچکدامش را آرزو نمی کنم ، اما کاش...یکبار ، فقط یکبار...روی "مادرم" را می دیدم. ۱۳۶۹/۳/۱۳