یادبود جاودان
اصغر الیاسی
- تاریخ تولد
- ۱۳۷۳/۱۲/۱۸
- تاریخ وفات
- ۱۳۹۷/۰۶/۱۸
بازدید
53
بازدید یکتا
0
پیامها
0
اشتراکگذاری
0
زندگی و خاطره
درباره اصغر الیاسی
مختصر زندگینامه از ولادت تا شهادت
(۱۳۷۳ - ۱۳۹۷)**
در هجدهمین روز از اسفندماه سال ۱۳۷۳، در هوای سرد و کوهپایهای کرج، کودکی چشم به جهان گشود که بعدها نامش با عشق و فداکاری گره خورد. اصغر، در فضای صمیمی و پرصفای چهارباغ بزرگ شد. او از همان کودکی، بزرگمردی بود در قامت یک پسربچه؛ چرا که از یازده سالگی، همزمان با درس خواندن، دوشادوش خانواده برای تأمین مخارج کار میکرد.
کودکی با نوای قرآن
اصغرِ کوچک، دلی داشت که با کلام خدا مانوس بود. او بیآنکه کلاس آموزشی خاصی رفته باشد، با صوتی دلنشین قرآن میخواند؛ چنان زیبا که در همان دوران ابتدایی، توانست رتبههای درخشان منطقهای در تلاوت قرآن کسب کند. این صدای خوش، نجوای همیشگیِ روحِ آرام او بود.
مسجدی که مدرسه دوم او بود
اصغر تمام نوجوانیاش را در مسجد و پایگاه بسیج محله گذراند. از کلاس سوم راهنمایی، حضورش در بسیج جدیتر شد. او در هر مسئولیتی که به او سپرده میشد، جانفدایی میکرد؛ «صدِ خودش» را میگذاشت. دوستانش میدانستند اگر اصغر مسئول کاری است، آن کار به بهترین نحو انجام خواهد شد.
آرزویی که لباس سبز شد
از همان دوران راهنمایی، وقتی به قامت سبز پاسداران نگاه میکرد، عشقی عمیق در دلش جوانه میزد. این عشق در دوران سربازی در سپاه نظرآباد، شعلهورتر شد. بعد از اتمام سربازی، با اینکه در شرکتهای جوشکاری کار میکرد و نانآور بود، اما تمام فکر و ذکرش پوشیدن آن لباس سبز و رسیدن به هدف اصلیاش بود: مدافع حرم شدن.
او بارها در مسیر جذب سپاه مورد آزمونهای سخت الهی قرار گرفت، اما عزمش راسختر از کوه بود. او نه برای شغل، که برای رسیدن به قلهی شهادت میجنگید. سرانجام در سال ۱۳۹۵، این آرزوی دیرینه محقق شد و او ردای سبز پاسداری را به تن کرد. اما این تازه شروع ماجرا بود.
به سوی خورشید
اصغرِ پاسدار، حتی با وجود مشغلههای کاری، همچنان یک بسیجیِ خستگیناپذیر بود. مدام پیگیر اعزام به سوریه بود تا سهمی در دفاع از حرم داشته باشد. دعاهایش بالاخره مستجاب شد. در تیرماه سال ۱۳۹۷، برای اولین بار راهیِ سرزمینی شد که قبلهی آرزوهایش بود.
شب اول محرم؛ پرواز تا بینهایت
تقدیر اینچنین رقم خورد که اصغر الیاسی در شب اول محرم سال ۱۳۹۷، در خاک سوریه و در راه دفاع از حریم دختر امیرالمؤمنین (س)، بر اثر انفجار تلهی دشمن، از قفس تن رها شود. او در حالی که لبیکگویان به پیشواز شهادت رفت، با خون خود، تعهدش را به مکتب اباعبدالله (ع) امضا کرد.
شهید اصغر الیاسی رفت تا به همه ما بیاموزد که برای رسیدن به قلههای بلندِ انسانیت، باید از یازده سالگی ساختن را شروع کرد، با قرآن همنفس شد و در نهایت، جان را فدای آن چیزی کرد که برایش زیستهایم.
***
(۱۳۷۳ - ۱۳۹۷)**
در هجدهمین روز از اسفندماه سال ۱۳۷۳، در هوای سرد و کوهپایهای کرج، کودکی چشم به جهان گشود که بعدها نامش با عشق و فداکاری گره خورد. اصغر، در فضای صمیمی و پرصفای چهارباغ بزرگ شد. او از همان کودکی، بزرگمردی بود در قامت یک پسربچه؛ چرا که از یازده سالگی، همزمان با درس خواندن، دوشادوش خانواده برای تأمین مخارج کار میکرد.
کودکی با نوای قرآن
اصغرِ کوچک، دلی داشت که با کلام خدا مانوس بود. او بیآنکه کلاس آموزشی خاصی رفته باشد، با صوتی دلنشین قرآن میخواند؛ چنان زیبا که در همان دوران ابتدایی، توانست رتبههای درخشان منطقهای در تلاوت قرآن کسب کند. این صدای خوش، نجوای همیشگیِ روحِ آرام او بود.
مسجدی که مدرسه دوم او بود
اصغر تمام نوجوانیاش را در مسجد و پایگاه بسیج محله گذراند. از کلاس سوم راهنمایی، حضورش در بسیج جدیتر شد. او در هر مسئولیتی که به او سپرده میشد، جانفدایی میکرد؛ «صدِ خودش» را میگذاشت. دوستانش میدانستند اگر اصغر مسئول کاری است، آن کار به بهترین نحو انجام خواهد شد.
آرزویی که لباس سبز شد
از همان دوران راهنمایی، وقتی به قامت سبز پاسداران نگاه میکرد، عشقی عمیق در دلش جوانه میزد. این عشق در دوران سربازی در سپاه نظرآباد، شعلهورتر شد. بعد از اتمام سربازی، با اینکه در شرکتهای جوشکاری کار میکرد و نانآور بود، اما تمام فکر و ذکرش پوشیدن آن لباس سبز و رسیدن به هدف اصلیاش بود: مدافع حرم شدن.
او بارها در مسیر جذب سپاه مورد آزمونهای سخت الهی قرار گرفت، اما عزمش راسختر از کوه بود. او نه برای شغل، که برای رسیدن به قلهی شهادت میجنگید. سرانجام در سال ۱۳۹۵، این آرزوی دیرینه محقق شد و او ردای سبز پاسداری را به تن کرد. اما این تازه شروع ماجرا بود.
به سوی خورشید
اصغرِ پاسدار، حتی با وجود مشغلههای کاری، همچنان یک بسیجیِ خستگیناپذیر بود. مدام پیگیر اعزام به سوریه بود تا سهمی در دفاع از حرم داشته باشد. دعاهایش بالاخره مستجاب شد. در تیرماه سال ۱۳۹۷، برای اولین بار راهیِ سرزمینی شد که قبلهی آرزوهایش بود.
شب اول محرم؛ پرواز تا بینهایت
تقدیر اینچنین رقم خورد که اصغر الیاسی در شب اول محرم سال ۱۳۹۷، در خاک سوریه و در راه دفاع از حریم دختر امیرالمؤمنین (س)، بر اثر انفجار تلهی دشمن، از قفس تن رها شود. او در حالی که لبیکگویان به پیشواز شهادت رفت، با خون خود، تعهدش را به مکتب اباعبدالله (ع) امضا کرد.
شهید اصغر الیاسی رفت تا به همه ما بیاموزد که برای رسیدن به قلههای بلندِ انسانیت، باید از یازده سالگی ساختن را شروع کرد، با قرآن همنفس شد و در نهایت، جان را فدای آن چیزی کرد که برایش زیستهایم.
***
یادبود قرآنی
ختم قرآن
بخشی از قرآن را برای شادی روح اصغر الیاسی بر عهده بگیرید.
هر روش ختم مسیر مستقلی دارد. وضعیت زیر نشان میدهد هر دور تا کجا پیش رفته و بخش بعدی کدام است.
دور 1
0
از 604
ختم صفحهای
دور 1
0
از 30
ختم جزء
پذیرفتن یک بخش به معنی قبول مسئولیت قرائت آن است؛ مطالعه میتواند در سایت یا با قرآن شخصی انجام شود.
قابهای ماندگار
گالری تصاویر
گزیدهای از لحظههای ماندگار زندگی اصغر الیاسی
یادش را با دیگران قسمت کنید
اشتراکگذاری یادبود
یاد و خاطره اصغر الیاسی را با خانواده و دوستان به اشتراک بگذارید.
https://new.raftegan.com/m/r7cbbf9239