رفتن مستقیم به محتوای اصلی
یادبود جاودان

امیر بذرافشان

تاریخ تولد
۱۳۶۵/۰۳/۱۱
تاریخ وفات
۱۴۰۰/۰۴/۲۴
تصویر امیر بذرافشان
بازدید 3124
بازدید یکتا 0
پیام‌ها 9
اشتراک‌گذاری 0
زندگی و خاطره

درباره امیر بذرافشان

هنوز زندگی‌نامه‌ای برای این یادبود ثبت نشده است.

یادبود قرآنی

ختم قرآن

بخشی از قرآن را برای شادی روح امیر بذرافشان بر عهده بگیرید.

هر روش ختم مسیر مستقلی دارد. وضعیت زیر نشان می‌دهد هر دور تا کجا پیش رفته و بخش بعدی کدام است.

دور 1

ختم صفحه‌ای

23 از 604
پیشرفت این دور 3.81٪
بخش بعدی صفحه 24
۶۰۴ صفحه
دور 1

ختم جزء

0 از 30
پیشرفت این دور 0.00٪
بخش بعدی جزء 1
۳۰ جزء

پذیرفتن یک بخش به معنی قبول مسئولیت قرائت آن است؛ مطالعه می‌تواند در سایت یا با قرآن شخصی انجام شود.

یادها و همدلی‌ها

پیام‌های یادبود

نوشته‌هایی از دوستان و همراهان امیر بذرافشان

نرجس دهقانیان
امیرم سلام امیر امروز 28 روزه که منو تنها گذاشتی و رفتی ، قلبم خیلی درد داره ، احساس میکنم هر لحظه از جاش در میاد ، تو رو خدا دعا کن فاصله بینمون تموم بشه ، به خدا بهتر نشدم ، دوریت برام پررنگ تر شده ، تر و تازه است ، هر جا چشم میندازم نیستی فقط وسایلات و خاطراتته ، امیرم تلاش کردم اما نمیشه ، تو میدونی خدا هم میدونه من چی می‌خوام !!! هیچ امیدی به هیچکس و هیچ چیز ندارم من فقط تو رو میخوام ، همه آرزوهام و امیدام پرپر شدن ، من عاشقتم ، دارم آتیش میگیرم ، بارالها این فراق و پایان بده ، به حق یکتایی خودت منو به امیرم برسان ، آمین یا رب العابدین 😭😭😭😭💔🖤
نرجس دهقانیان
امیر جونم امروز جمعه است . یادته مراسم تخم مرغ پذون داشتیم صبحانه می‌خوردیم بعد گلهاتو آب میدادی آماده می‌شدیم میومدیم خونه مامان اینا ، تو پارکینگ منتظرم میموندی تا بیام پایین تو این فاصله شیشه ماشینتو تمیز میکردی تا جلو در آسانسور هم میمدی عقب تا من زودتر سوار بشم . توراه که میومدیم میوه فروشی محمد نگه میداشتی خرید میکردی از سوپر بغل هم برا حنا و حلما یه تنقلاتی می‌گرفتی می‌رفتیم . وقتی زنگ خونه مامان اینا رو می‌زدیم حنا بر می‌داشت ...یادته امیر ناهار می‌خوردیم ...... بعدش مینشستی رو مبل تک نفره منم همش کنارت رو دسته مبل مینشستم ...... کجایی که الان ، نیستی چرا ؟ امروز فقط حسرتت میکشمو بس ......
نرجس دهقانیان
امیرم یادته دو هفته پیش جمعه تاریخ ۱۴۰۰/۰۴/۱۸ تو بیمارستان که بودیم داشتم بهت صبحانه میدادم ، آقای کاویانی هم اومد داخل ملحفه هاتو عوض کنه دید دارم بهت صبحانه میدم گفت راحت باشید بعد بر میگردم . هرکس وارد اتاقت میشد میگفتن بذرافشان فردا مرخصیا !!!! یادته بهم میگفتی نرگس میشه هفته دیگه جمعه خونه خودمون باشیم ؟! میشه دوباره باهم فیلم دانلود کنم ببینیم ؟! ....... امیر جونی دیدی اومدیم خونه و تو بازم جمعه خونه خودمون نبودی ؟! وقتی الان به حرفات فکر میکنم ماتم از این اتفاق عجیب ...... امیرم همیشه در قلب منی ، شاید دیگه جسمت نباشه اما روحت همیشه و همه جا کنار منه ، ایمان قلبی دارم که تو هیچوقت مرامت نمی‌ذاره زنت ، عشقت ، رفیقت تنها باشه .....😭😭😭😭😭💔💔💔💔💔🖤🖤🖤🖤
یادش را با دیگران قسمت کنید

اشتراک‌گذاری یادبود

یاد و خاطره امیر بذرافشان را با خانواده و دوستان به اشتراک بگذارید.