رفتن مستقیم به محتوای اصلی
یادها و همدلی‌ها

پیام‌های یادبود سجاد چراغیان

نوشته‌هایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود

ستاره چراغیان
1400/06/01🥀 غریبانه بار سفر بستی و به دیار معشوق شتافتی دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی بمانم هرچه خیره پشتِ این در، برنمیگردی به یادت هرچه بی تابانه بنشینم به رویِ تاب به زیرِ این درختِ سایه گستر برنمیگردی دوباره دانه می پاشم حیاطِ خیسِ باران را اگرچه خوب میدانم کبوتر برنمیگردی تُهی از نوبهارت مانده تقویمِ خزانِ من به این تیر و به این مرداد و شهریور برنمیگردی غریبی میکنم با قابِ عکست نا اُمیدانه خودم هم کرده ام انگار باور برنمیگردی هزاران سالِ دیگر کااااااااش با بویِ تو برخیزم به دیدارم نگو که صبحِ محشر برنمیگردی انگار که یک کوه ، سفر کرده از این دشت ….. *درکنارمون نیستی و ما ناباورانه روز تولد تورو با یادگاریت یاسین کوچولو هرثانیه به سختی میگذرانیم و این یعنی درد .... تولدت تو آسمونا مبارک برادرجان*🥀🖤