زنگ جغرافیا که به صدا در میومد همه بچه ها وارد کلاس میشدند و منتظر معلم بودند. خانم مهربانمان با خوشرویی وارد کلاس میشدند و سلام میکردند. درس رو به زیبایی برای کلاس تعریف میکردند و سپس خاطرات خودشون رو واسمون تعریف میکردند. و منی که چقدر صحبت کردنشان را دوست داشتم! حرف هایی که به ما میزدند و از تجربهی شان برای ما میگفتند...تمام کلاس سراپا گوش میشدند و به معلم چشم میدوختند! چقدر رفتنتان غم انگیز است معلم خوبم!
→
بازگشت به یادبود
1
پیام
پیامهای یادبود نسرین اسحاقی
نوشتههایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود