رفتن مستقیم به محتوای اصلی
یادها و همدلی‌ها

پیام‌های یادبود محمد زال بیک نوش آفرین بهرامیان

نوشته‌هایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود

سیدرضا موسویان
به نام پدر امروز در سیزدهمین سالگرد فراقت خواستم متنی به بلندی قامت وبه رسایی شجاعت وبه صفای قلبت بنویسم اما این ها را با واژه ها نمی توان نوشت ،عاطفه می خواهد وارادت وادب .صدای گام های خسته در پاسی از شب گذشته در کلام کوچک است اما درمعنا یاد آور پدریست که با گام های محکم می آید تا استحکام را به یاد در ودیوار وساکنان خانه بیندازد . گرانمایه تصویری که قاب بودنش هم سعادت می خواهد . زیبایی زندگی ما در پینه ی دست های تو بود . پدر جان ، تو با ظاهری جدی اما دلی به وسعت یک اقیانوس وجودت مثل گرمای کنار هیزمی سرخ شده از آتش در یک روز سرد زمستانی ،برای فرزندی ترسان از دنیای ناشناخته ها ،خود خود امنیت بود ، سخنانت با صلابت چون مشعلی روشن در راه های پر پیچ وخم زندگی بود وسایه ات آن قدر بزرگ بود که وقتی می ایستادی همه چیز را فرا می گرفت . داستان تلاش هایت برای آباد نگاه داشتن آبادی داستانی حماسی است که بارها وبارها در ذهن مردم تکرار می شود ؛حماسه ای که هیچ مردانگی،غیرت ،شجاعت وشهامتی به پایش نمی رسد .ومیراث افتخارش اکنون برای ماست که.... آقارضا سید پدر ما بود ...... ای کاش تو باز آیی ومن پای تو بوسم در سجده روم صورت زیبای تو بوسم هر جا که برفتی ودمی جای گرفتی آن جا بروم گریه کنان جای تو بوسم . نام ویادت همیشه در ذهن ودل وجانمان زنده خواهد ماند پدر ....