رفتن مستقیم به محتوای اصلی
یادبود جاودان

معین رادمرد

تاریخ تولد
۱۳۸۱/۰۹/۲۲
تاریخ وفات
۱۴۰۴/۰۲/۱۷
تصویر معین رادمرد
بازدید 21846
بازدید یکتا 0
پیام‌ها 11
اشتراک‌گذاری 0
زندگی و خاطره

درباره معین رادمرد

خیال واهی ام این بود فرزندم پس از مرگم برایم اشک غم ریزد
ندانستم فلک با پتکی از آهن به سختی بشکند پشت کبودم را
برایم آن یکی فرزند مانند ستونی زآهن و فولاد محکم بود
به یغما برد این دنیا معینم را و قلبم را و هم کل وجودم را
همی نفرین و صد لعنت به دنیای پس از فرزند شیرینم
معینم کو عزیزم کو تو ای تقدیر چرا بردی همه بود و نبودم را
نمی خواهم پس از دردانه فرزندم مرا جان در بدن باشد
خدایا جان من بستان علی را مرگ ده اینک شنو تو این سرودم را
معینم رفت جانم رفت عشق و هستی و تاب و توانم رفت
مرا اینک بسوزان ای خداوند جهان تا مردمان بینند دودم را
علی ام من ، منم آن رادمردی که کمر بشکسته ام از داغ فرزندم
خداوندا ز هم بگسل و بشکن قامت و این تار و پودم را
یادبود قرآنی

ختم قرآن

بخشی از قرآن را برای شادی روح معین رادمرد بر عهده بگیرید.

هر روش ختم مسیر مستقلی دارد. وضعیت زیر نشان می‌دهد هر دور تا کجا پیش رفته و بخش بعدی کدام است.

دور 50

ختم صفحه‌ای

526 از 604
پیشرفت این دور 87.09٪
بخش بعدی صفحه 527
۶۰۴ صفحه
دور 1

ختم جزء

0 از 30
پیشرفت این دور 0.00٪
بخش بعدی جزء 1
۳۰ جزء

پذیرفتن یک بخش به معنی قبول مسئولیت قرائت آن است؛ مطالعه می‌تواند در سایت یا با قرآن شخصی انجام شود.

یادها و همدلی‌ها

پیام‌های یادبود

نوشته‌هایی از دوستان و همراهان معین رادمرد

علی رادمرد
ترکم نمودی و رفتی کجا؟ خداحافظ من ماندم و صد سوال و چرا خداحافظ بعد از تو زندگانی من تباه گشته است کاش می برد به‌جای تو خدا مرا خداحافظ در خاک شد جسم خسته و ناتوان من وقتی سپردمت به خاک پر از جفا خداحافظ هر دم به بانگ بلند صدا می زنم تو را افسوس پاسخ نمی شنوم زین صدا خداحافظ در حسرتم که بعد از صدای در تو را بینم ولی نیاید ز تو صدای پا خداحافظ رفتی و در خیال خود آسوده گشتی از جهان بشکست قامت و بشکست پشت ما خداحافظ از دست بی وفایی تو من شکایت کجا برم کردی مرا میان این همه دشمن رها خداحافظ در روز پیری و آشفتگی و افتادگی من امید داشتم که باشی مرا عصا خداحافظ دیگر امید نیست به دیدن تو امید نیست هر چند خون دل بخورد این بی نوا خداحافظ در سینه ی این رادمرد شکسته دل ببین دردی است که هرگز نباشد او را دوا خداحافظ باشد معین یاد و خاطره اش تا ابد به دل یادت برون نمی رود از خاطرات ما خداحافظ با من نکرده ای تو خداحافظی عزیز دل دیدار ما بماند به روز جزا خداحافظ خدا حافظ معین جانم برای همیشه سی ام خرداد 1404
علی رادمرد
در غم فرزند خود گر من بمیرم نیست غم گر فراق و دوری فرزند ، من را کرده پیرم نیست غم من به عمر خویشتن جان کندنم را دیده ام گر که اینک مرگ را در گوشه آغوش گیرم نیست غم بیست و ششم خرداد 1404
علی رادمرد
چهل روز است من تنها ترینم ز بهر دوری عشقم غمینم چهل روز است بعد از داغ فرزند دمی شادی در این دنیا نبینم چهل روز است شد غم چیره بر من که من غمگین ترین مرد زمینم چهل روز است شد شادی من غم از این پس گوشه عزلت نشینم چهل روز است و من نالم خدا را که جانم را بگیر ، جان آفرینم چهل روز است زبانم کفر گوید ز من بگذر ، تو رب العالمینم چهل روز است من همدم ندارم به خاک افتاده ، خاکستر نشینم چهل روز است نالم من شب و روز ز مردم خسته ام ، خانه نشینم چهل روز است دارم داغ فرزند غم و غصه شده اندر کمینم چهل روز است شادی رخت بسته از این‌خانه ، از این قلب حزینم چهل روز است من حیران و ماتم چرا ترکم نمود آن نازنینم چهل روز است سر بر سنگ سایم شدم دیوانه‌ و مجنون ترینم چهل روز است چشمم اشکبار است عزادارم عزادار معینم چهل روز است نشنیدم به گوشم صدای رادمرد مه جبینم چهل روز است و افزون از چهل روز که ترکم کرده است آن بهترینم بیست و هفتم خرداد 1404
یادش را با دیگران قسمت کنید

اشتراک‌گذاری یادبود

یاد و خاطره معین رادمرد را با خانواده و دوستان به اشتراک بگذارید.