عزیزان قدر لحظات خوب و زیبا زندگی اتان را بدانید واز آن لذت ببرید چون از یک ثانیه بعد خود خبر ندارید من هر بار این تصاویر را می ببینم ا شک از چشمان جاری و بیاد خاطرات یار ومحبوبم که خیلی زود ترکم کرد افسوس می خورم و تحمل آن برام خیلی سخت است با وجود شما که همگی با تمام وجود به من محبت دارید وتنهام نمی گذارید ولی لحظه ای نمی توانم بدون احساس بودن وی روزها و شبها را سپری کنم ،او برای تک تک شما یک فرشته مهربان بود ومن غصه می خورم که شما بزرگترین غم خوار خودتان را از دست داده اید ومن نمی توانم جای اورا برای شما پر کنم خداوند به همه ما صبر تحمل بدهد که آنچه خداوند واو راضی می شود عمل کنیم که این تنها چیزی است که روح وی را آرام و نبودن وی را در کنارمان آسان می کند گرچه هر روز ما با تصاویر وی همدم هستیم لیکن لحظه شماری می کنیم جمعه برسد تا در کنار مزارش ارامش پیدا کنیم روحش شاد
→
بازگشت به یادبود
25
پیام
پیامهای یادبود رباب احمدی
نوشتههایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود
ا
احمدرضا غزنوی
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ایزد منان را سپاسگزاریم که در غمناکترین روزهای زندگیمان ما را از نعمت حضور دوستان و سرورانی مهربان بهرهمند ساخت که همدردیشان التیامی است بر دلهای داغدیده ما.ابراز همدردی و بذل محبت شما عزیزان با حضور در مراسم خاکسپاری و ترحیم مجازی همسر و یار با وفای پدر عزیز و مادر دلسوز ما و یا ارسال گل و پیامهای تسلیت که موجبات غرور و افتخار ما را فراهم نمود، سزاوار قدردانی و سپاسگزاری است. به هر ترتیب زبان ما قاصر و بضاعت ما اندک است و لذا اجر شایسته و عنایت خاص الهی را از محضر پروردگار مهربان برای یکایک شما آرزومندیم. اگر چه آرزو میکنیم در مجالس و محافل شادی عزیزان جبران زحمت نموده و تلاش میکنیم تا حضوراً توفیق عرض تشکر داشته باشیم ، چنانچه به دلیل تألمات روحی امکان ادای دِین و وظیفه فراهم نشده یا نشود، تقاضای عفو و بخشش داریم . خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار حاج محمد ابراهیم غزنوی، فرزندان، داماد، عروس ها، نوه ها، خواهران و برادر و سایر وابستگان
ا
احمدرضا غزنوی
سلام مامان فردا تولد امام حسن مجتبی است... همون طور که همیشه آداب تربیتی داشتی برامون که در پی اون درس های بزرگتری از اون تمرین ساده می گرفتیم، فردا داداش احمد رو مجتبی صدا می کنیم این همون چیزیه که تو می خواستی... تا امام حسن مجتبی علیه السلام رو باهاش ارتباط قلبی پیدا کنیم... مامان جون...شما که کارت درسته و خودت با کمک دوستای جدیدت هی غافلگیری برای ما رو می کنی و کماکان همه روزای مهمت میشه یه روزی که با قرآن و اهل بیت علیهم السلام ارتباط داره، فردا هم می یایم که هفتمین روز فراقت رو پیشت باشیم... شما که هفتمین سحر آرامشته ولی از اونجایی که همیشه نگران ما بودی، دلمون خوشه که حالا مادری که قدرتش هزاران برابر شده برامون دعا می کنه...هر لحظه هر روز.... لطفا فردا در جشن های آسمانی تون که برای کریم اهل بیت علیه السلام می گیرین چند تا نذر هم برای ما بکن...مثل همون نذر های قرآنی که بین قرآن هات حالا پیدا می کنیم... چند تا از آن شیرینی های متبرک را که سر سفره های بهشتی به شما می دهند برایمان کنار بگذار...مثل زمین که پیش ما بودی...ما هم می آییم البته امیدواریم که ما را همان جایی که الان تو هستی بیارند یا حداقل تو وساطت کنی که بیاورند.... فردا اگر بانوی دو عالم را دیدید از طرف ما هم به ایشان سلام کنید... مولودی خوش بگذرد مادر... اکنون تنها خوشحالی هایم همین است که یقین دارم دارد به تو خیلی خیلی خوش می گذرد
ا
احمدرضا غزنوی
بسم الله الرحمن الرحیم...یا موسی ابن جعفر سلام آقا!...فردا روز شهادت شماست...آقا ما لیاقت نداریم مثل شهدا و اوصیا و صالحین، شما را دوست داشته باشیم...ما فقرای دم در هستیم مولا...ما شما را نمی شناسیم...نه معرفتی به جایگاه شما داریم و نه حتی نزدیک به آنچه که شما از شیعیانتان انتظار دارید هستیم...ولی مانند پدربزرگ و مادربزرگمان که همسایه پسر شما بوده اند و مانند مادر و آقاجان که دخیل شما بوده اند و مانند مادرجان که دختر شما بوده است...چشمانمان به دستان شماست که باب الوائج هستید...شما باب الوائجی مانند عمویتان قمر بنی هاشم که دستانش ناتوان شد به کینه خصم، از رساندن آب به خیمه ها و شرمنده شد...مانند طفل شیر خواره که دستش از کمک به پدر بسته بود و با فریاد، ندای هل من ناصر پدر را جواب داد...دستان شما هم بسته شد در غل و زنجیر اما خدا از کرامتش شما را هم باب الوائج کرد تا غل و زنجیر را از دستان ما باز کنید...حال آقا، امسال حاجت ما دختر مادریست که دخیل شما بوده است...ما خانوادگی مدیون شما هستیم...بزرگواری بفرمایید و دست شفا بر سر مادر ما بکشید...به حق مادر درد کشیده ات یا باب الوائج....
ا
احمدرضا غزنوی
بسم الله الرحمن الرحیم السَّلامُ عَلَيْكَ يَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَكْبَرَ، وَ يَا عِيدَ أَوْلِيَائِهِ...السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ يَا خَيْرَ شَهْرٍ فِي الْأَيَّامِ وَ السَّاعَاتِ...السَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِيهِ الآْمَالُ، وَ نُشِرَتْ فِيهِ الْأَعْمَالُ...السَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرِينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُودا، وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُودا، وَ مَرْجُوٍّ آلَمَ فِرَاقُهُ مثل همین چهارشنبه بود که شامگاهش با ما وداع کردی و دست در دست خوبان عالم به سوی پروردگار خویش پر گشودی... هشتم رمضان سال 1442 هجری قمری و یکم اردیبهشت سال 1400 برای ما تبدیل شد به مبدا بریدن از دنیا و ما فیها...چرا که تو همه دنیای ما بودی...حتی همه دنیای پدر... نمی خواهم خودخواه باشم و اینجا از رنج نبودنت بگویم چرا که در واقع تو هستی و ما تو را گم کرده ایم...تو هستی و در جنت نعیم به زندگی ابدی پیوستی... می خواهم خوشحال باشم چرا که تو موفق شدی به فوز عظیم و هدف غایی خلقتت برسی...چرا خوشحال نباشم؟! مگر نه این است که برای پیروزی و آرامش محبوب دل انسان باید خوشحال باشد؟! آری تو جسمت از میان قاب چشمان ما پرواز کرد و ما برای همیشه از دیدن روی ماه تو در این دنیا محروم شدیم اما مثل همیشه که علم تربیت را به دست داری، اولین شاهد بر فانی بودن این دنیا برای ما شدی... تو معبر دل کندن از این دنیا را برای ما گشودی...ای مادر خط شکن... اما، امروز که شاید آخرین غروب از ماه رمضان باشد، حسی از دل تنگی دو گانه ای ما را در برگرفته است...چرا که ما باید هم میهمانی را ترک کنیم و هم تو را که میهمان منتخب خدا بودی...تو در میهمانی ماندی مادر...خوشا به سعادت تو... ای کاش اگر قافله عمر به امر الهی یاری کرد و به رمضان بعدی رسیدیم، شرمندگی های امسال را دوباره در پیشگاه خدا تکرار نکرده باشیم... مانند تمام میهمانی ها، حتما میزبان در انتها، ما را بدرقه خواهد کرد...این بار تو ای مادر!! تو هم در پیشگاه درب این خانه ایستاده ای در کنار ملیک مقتدر...پشت سر ما دعایت را مانند آب جاری همراه کن...و اگر صلاح می دانی زیر لب و در حالی که پروردگارت می شوند زمزمه کن برایمان که: إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍ ۚ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ مَن جَاءَ بِالْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ و از طرف همه ما دعا کن که: نَسْأَلُ اللهَ مَنازِلَ الشُّهَداءِ و مُعايَشَةَ السُّعَداءِ وَ مُرافَقَةَ الاَْنبياءِ
ا
احمدرضا غزنوی
امروز با آرزوی بازگشت مادرم، ذره ای از مفهوم انتظار و تمنای رجعت و نشان دادن علامتهای بازگشت به میان منتظران را در دل تدایی کردم. چقدر از امام زمان غافلم... یا مهدی زهرا آقا محمدمان مثل همیشه با قلم زیبای دلنوشته نگارش، احساس همه ما را به محضر شریفتان عرضه نمود که بی تردید پیش از این عرضه از آن مستحضر هستید. مولاجانم الغوث و ادرکنا بحق مادرجان مظلومتان
ا
احمدرضا غزنوی
روز معلم مبارکت بهترین معلم زندگی مان... ای اولین معلم عشق و ایمان و معرفت... جای تو برای همیشه خالی خواهد بود این اولین شب های قدر بدون توست یا بهتر بگویم این اولین شب های قدری است که روح بزرگ تو همه جا با ماست... برای ما دعا کن مادر برای ما دعا کن ای اولین معلم زندگی ما...
ا
احمدرضا غزنوی
وز گرامیداشت مقام معلم شد... خوشا به سعادت و تبریک بر همه آنان که در زمره معلمان و به شغل انبیا مفتخرند و قدر و اجرشان را تنها او می داند که علم الانسان ما لم یعلم... و اما... مادر و پدر اولین و همیشگی ترین و دلسوزترین و بهترین معلمان زندگی ما هستند پس امروز روز مادر و پدر هم است... مادرجان مهربان و آسمانیم.... پدرجان و اسطوره زندگانیم.... قدرتان را ای والامقام ترین انسانهای زندگیم، عالی اعلی در قرآن به عنوان اولیای واجب الاطاعه من مقدر کرد و اکنون من از او که به حکومت آیه علم القرآن و علمه البیان، عالی ترین معلم انسان است و در این شبهای احیا که متعلق به مولا علی علیه السلام است که با کلام نغز"من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا" معلم را هم مانند پدر و مادر واجب التعظیم بر شمرد، از خدا هر بهترین تقدیری که برای اولیای خودش مقرر داشته را برایتان در دنیا و آخرت آرزو دارم. مادرجان، به تو از دور سلام و رحمت الله... پدرجان، جان و تنت سلامت بود به مهر الله...،
ا
احمدرضا غزنوی
بسم الله الرحمن الرحیم... اللهم صل علی محمد و آل محمد... يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا ۖ إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ... امام زمان سلام علیکم... اکنون به رسم میهمان نوازی میهمان ما نزد شماست... نزد خدایی است که از اول با او همراه بوده است و نزد شمایی که در همه لحظات شیعیانتان را همراهی می کنید... مولای ما مسلم است که شما از ما به مادر ما نزدیک تری...خوش به حال مادر پس...اصلا چون شما احترام ویژه ای برای مادر خودت نگاه می داری همه مادران شیعیان رو خودت در می یابی... اکنون او جایی است ما بین رفتن و ماندن... شاید مثل همیشه که ملاحظه ما بچه ها و شوهرش و همه اطرافیان را می کرد درد سخت این لحظات را به جان خریده است تا ما با آرامش از او خداحافظی کنیم... این طور در چشمانش دیدم... حالا که مهمان توست مولا... در این ماه مهمانی خدا مثل همیشه مراقب روح و جسم آسیب دیده مادر ما باش... می دانم روی واژه ( آسیب دیده ) حساسی آقا... حتما به مریض های زیادی این روز ها سر میزنی...اما همان طور که حالا ما هر جا را که نگاه می کنیم مادرمان را می بینیم...شما هم وقتی بالای سر جسم مادر آسیب دیده ما میرسی شاید مادر خودت را می بینی... او دارد ملاحظه ما را می کند اما شما هم ملاحظه مادرت را بکن و مطمئن هستم که می کنی...پس دستانت را بر سر مادر ما بکش و هر آنچه از شفای الهی خودت می دانی بر روح و جان او و بر دل های دلتنگ ما جاری کن... السلام علیک یا ولی الله و رحمهالله و برکاته...
ا
احمدرضا غزنوی
سلام محمد جان تقبل الله اعمالکم 🌹🙏🏻🙏🏻🙏🏻🌹 بقول آقا مهدی و علی آقا ، انجام وظیفه بود و بس . ____________ 🌴🌷🌴مرحومه مغفوره حاج خانم غزنوی ، بانوئی فهیمه و با شخصیت بود که من ، قبل از آشنائی تو با شیما خانم نسبت به ایشان شناخت داشتم . او حقیقتاً بانوئی نمونه ، پاکدامن ، فهیمه ، دور اندیش و با شخصیت بود و خدا شاهد است که من هنوز هم غصه دار و داغدار ایشان هستم . شوخی نیست ! یک عمر عفت و پاکدامنی توأم با وقار و متانت ، حدود نیم قرن زندگی مشترک آکنده از وفاداری و همراهی و حمایت از مردی بزرگ ، خدوم و بی ادعا که حتی یک روز از خدمت صادقانه و رسیدگی به امور و نیازمندیهای مردم ، آرام ننشست ! قناعت و سازگاری در سالهای سخت زندگی ، تربیت سه فرزند پاک و متدین و با ادب که بحمدالله وجود آنان مایه افتخار و سربلندی است ، عمری مدارا با مردم و عدم آزار آنان ، عدم تمایل به مال حرام و تجملات و تشریفات و زرق و برق دنیا و برخی خصلتهای زنانه در مقوله طلا و مادیات ، وقف کامل خود برای همسر و فرزندان ، ارتباط قلبی شاخص با قرآن و اهل بیت و معارف اسلامی ، جدّیت و تدبیر در برخوردها ، پایبندی راسخ به امر حجاب ، برخورداری از دید و نگاه نافذی که به کُنه ذات و شخصیت افراد پی میبُرد ! مردم داری خاص و ویژه او ، عمری بی وقفه و بی تفریح و بی تفرّج و بی استراحت همسرداری و خانه داری و تربیت فرزند ، و دهها خصلت زیبای اخلاقی دیگر که من میتوانم آنها را یک یک برشمارم ..... او یکی از بانوان فاطمی و زنان نمونه ای است که ما به اشتباه ، در داستانها و افسانه ها بدنبال آن میگردیم ! نباید راه دور رفت .. این اسطوره ها و قهرمانان در اطراف ما هستند ، و آن مادر فداکار یکی از همین اسطوره ها و الگوهاست . نامش رباب ! ، نام همسر وفادار حضرت امام حسین علیه السلام ! بانوی پرهیزکار و وفاداری که پس از شهادت همسر خویش ، تا پایان عمر آب خنک و گوارا ننوشید ! و در زیر سایبان قرار نگرفت ! نام فامیل او احمدی و منتسب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم ! نام پدرش نیز احمد ( همچون نام فرزند ارشد او ) ، نام رسول خدا در آسمانها و در قرآن ! زمان وفات او در ماه میهمانی خدا ، ماه مبارک رمضان و همزمان با ایام رحلت بانوی بزرگ جهان اسلام حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها ، زمان دفن پیکر پاک او : هنگامه اذان ظهر در شب آدینه ! آیا همه اینها مبتنی بر اتفاق است ؟!! محال است که اینگونه باشد ... او پس از عمری زندگی مبتنی بر نجابت و شرافت و انسانیت ، آسمانی شد و به دیدار معبود شتافت ... روحش شاد و یادش گرامی باد و سلام علیها یوم ولدت و یوم تموت و یوم تبعث حیّاً ! برای آن بانوی بزرگوار آرزوی رفعت درجات و غفران واسعه الهی دارم و برای برادر و سرور عزیز و ارجمندم جناب حاج آقای غزنوی ، احمد آقای عزیز ، محمد آقای عزیز ، شیما جان عزیز و محبوب ما ، تو فرزند عزیز و باایمان ، محمد جواد عزیز ، بشرای عزیز و نازنین آرزوی صبر و شکیبایی و همچنین سرافرازی و سربلندی در این آزمون الهی را از درگاه خداوند متعال مسئلت میدارم . خداوند بزرگ آخر و عاقبت همه ما را ختم به خیر و سعادت فرماید 🌹 آمین رب العالمین 🌹🤲🏼🤲🏼🤲🏼🌹 دوستدار تو پدرت عباس 🌴🙏🏻🌷🙏🏻🌴
ا
احمدرضا غزنوی
بسم الله الرحمن الرحیم 🌷🌷🌷🌷🌷 برادر عزیز و ارجمند ، بنده شایسته و صبور خدای مهربان امیر سرتیپ محمد ابراهیم غزنوی سلام علیکم بما صبرتم در ماه میهمانی خداوند کریم ، ماه مبارک رمضان و همزمان با ایام رحلت جانسوز همسر فداکار پیامبر اسلام ، بانوی بی بدیل جهان ، ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها ، روح پاک و مطهر همسر مهربان و یار و یاور همیشه همراه آن امیر دلاور ، مادر فداکار و نمونه ، بانوی فرهیخته فرهنگی سرکار ((حاجیه خانم رباب احمدی بنت احمد)) نیز به ضیافت حضرت معبود و خداوند کریم بنده نواز بار یافت . سلام و درود فراوان بر آن بانوی پرهیزکار ، هنگامی که دیده به جهان گشود و اکنون که به دیدار پروردگار خویش شتافت و فردا که روسپید و سربلند در پیشگاه حضرت احدیت حضور خواهد یافت . برادر عزیزم جناب آقای غزنوی با قلبی مالامال از اندوه و تاسف ، رحلت جانگداز آن بانوی فداکار و با شخصیت را از طرف خود و خانواده ، صمیمانه به حضرتعالی و فرزندان پر افتخار ایشان ، جناب آقای دکتر احمد غزنوی ، جناب آقای دکتر محمد غزنوی و یگانه دختر داغدار و مهربان او ، بانو شیما غزنوی که مایه افتخار و سربلندی این حقیر است ، تسلیت و تعزیت عرض نموده و بموازات آرزوی علو مرتبت و رفعت درجات آن بانوی سفر کرده ، بقاء عمر و دوام سلامتی و توفیقات روزافزون جنابعالی ، فرزندان گرامی و سایر اقوام و دوستان و آشنایان آن فقیده سعیده را از درگاه خداوند متعال مسئلت میدارم . امید فراوان دارم که روح بلند آن همسر مهربان و مادر فداکار ، میهمان خوان کرم و رحمت بانوی بزرگ جهان اسلام حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها و قرین آرامش و مغفرت الهی باشد . ارادتمند و دوستدار شما خادم القرآن عباس سلیمی پنجشنبه دوم اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰
ا
احمدرضا غزنوی
درود و صلوات الهی بر تو ای عزیز سفر کرده چهل شبانه روز از رحلتت گذشت، چهل روزی به اندازه یک عمر و هنوز هم باورمان نمیشود که در دوران فراقت هستیم. در این شبها و روزهای فقدانت، همواره با یاد و خاطره ات نفس کشیده ایم، در هجرانت سوخته و در تنهایی مان گریسته ایم. نگاه تو برای ما طلوع خورشید بود و نبودنت تاریکی شب را برای ما ترسیم کرد. چگونه باید رفتنت را باور کنیم و این غم را بر دلهایمان پذیرا باشیم در حالیکه گذر زمان هم بار این غم را نمی تواند بر دوش کشد و تسلی دهنده خاطرها شود؟! باری، فراق تو چنان دردناک است که در عمق قلبهایمان تا ابد داغی سوزان بر جای گذاشته است. گرمای وجودت به قدری زیاد است که هیچ خاک سردی نمیتواند داغ نبود تو را کم کند؛ و یاد تو آنقدر واضح است که گرد فراموشی قادر نیست تصویر تو را بپوشاند. تو در این دنیا کمترین تعلقات را داشتی و با رفتنت گویی بند تعلقات ما را هم بریدهای. ای والامقام، تو همیشه در قلبمان زندهای و چرا چنین نباشد درحالی که حیات واقعی و ابدی تو را در بر گرفته است! از این پس نیز خاطرات تو و اطمینان به حضور پرمهر روح ملکوتی تو، همراه زندگی ماست و اگرچه امواج سهمگین غم فقدانت، ساحل آرامش ما را در هم کوبیده است اما امید داریم که بتوانیم با درسهای بردباری که در مدرسهات آموختهایم در این آزمون الهی سربلند باشیم. ای عزیز جان باز هم دعای خیرت را همراه لحظه های ما کن تا همانطور که وجودت برایمان پرورش دهنده ایمان، محبت و صبر بود، وجودمان تعالی بخش مرتبه ات در پیشگاه الهی باشد و همه ما در حیات ابدی به هم ملحق شده و رستگار شویم.