رفتن مستقیم به محتوای اصلی
یادها و همدلی‌ها

پیام‌های یادبود رباب احمدی

نوشته‌هایی از دوستان، آشنایان و همراهان این یادبود

احمدرضا غزنوی
من از بعد چهلم خیلی بیشتر از قبل بهم سخت میگذره ... ببخشید باباجون من اینجا جواب جمله‌های پر از عشق و محبت شما به مامان رو هیچوقت نتونستم بنویسم... انگار هیچ کلمه‌ای ندارم ... کسی نمی‌دونه هر جای خونه ماچقدر برای من این مدت مثل صدای روضه‌خوانی بوده ...😭 خیلی دلم برای مامان تنگ شده... کاش خدا یه روز اجازه میداد مامان زنگ بزنه من گوشی رو بردارم ...یه بار دیگه. باباجونم خدا رو شکر هستید. مواظب خودتون باشید به خاطر خودتون و بعد به خاطر ما. دوست‌تون داریم بودن شما تحمل این روزها برای ما میسر کرده. باباجون من هر روز براتون دعا میکنم که سلامت باشید با عزت و افتخار. ❤️❤️❤️❤️
احمدرضا غزنوی
منم از بعد از چهلم هر روز منتظر زنگ مامانم😭 یه وقتایی که ریحانه بی وقت میخوابه و من تلفن رو می کشم می گم الان مامان نگران نشه بعد یادم میاد چی بسرمون اومده دلم خیلی برای مامان تنگ شده هر چی به تولدم نزدیک تر میشیم بیشتر بهم میریزم همیشه امشب تولد من بود فردا تولد مامان حالا امسال دیگه دلم نمی خواد تولدم بیاد😭😭😭😭😭
احمدرضا غزنوی
منم همینطور🥺 خیلی روزا منتظر تماس مامانی بودم شب اولین امتحان نهاییم انقدر آشوب بودم که دلم میخواست زنگ بزنم به مامانی باهم یه کم صحبت کنیم،حتی تلفن رو برداشتم و بعد که یادم افتاد .... روز دختر و خیلی روزای دیگه... بااینکه صدای مامانی رو نمیشنوم بااینکه دیگه تماسی گرفته نمیشه بااینکه خیلی لحظه ها حتی سر امتحانام دلم میگیره و دوست دارم بعدش سریع زنگ بزنم یه احوالپرسی کوچیک کنم فقط ارامش بگیرم از صدای مهربون مامانی حتی دیگه نمیدونم تابستون چی کار کنم ،کجا برم،پیش کی برم کلی چیز میز یاد بگیرم ،همیشه فکر میکردم قشنگ ترین و رویایی ترین تابستون ،تابستون 18سالگیه ،چون دیگه نه بچه ام و نه خیلی بزرگ .روزایی که مامانی پیش ما بود،یه وقتایی به مامانی میگفتم،تابستون میام خونتون،میخوام کلی غذایاد بگیرم،غذاهای سنتی و نیشابوری. میخوام بازم بافتنی یاد بگیرم همیشه دوست داشتم از اون ژاگت کوچولوهایی که مامانی برای ریحانه جون بافته بود رو یاد بگیرم.من فقط شال گردن رو بلدم. مطمئن بودم امسال همه اینا رو یاد میگیرم ولی تقدیر خدایه جور دیگه رقم خورد. همه اینا به کنار، خوشحالم بابایی خوبم هست ،وجود مامانی در باباییه و من با دیدن بابایی ،مامانی هم میبینم. همونجوری که من خیلیی چیزا از مامانی یادمیگرفتم از بابایی هم یاد میگیرم. باباییی هممون خیلیییی زیاد ، درحد بی نهایت دوستتون داریم♾️❤️ مراقب خودتون باشین. به خاطر دل مامانی و شادی او و به خاطر ما که امید و نور این خونه شمایین💛🧡
احمدرضا غزنوی
سم الله الرحمن الرحیم سلام مامان... می دونم می خونی... از وقتی رفتی اونور خط، دیگه حس نوشتن ندارم...قدرتشم ندارم... می ترسم به خاطرات تو نزدیک بشم...چون نمی خوام شبیه کسی باشم که باور کرده برای داشتن تو نیاز به خاطراتت هست... می ترسم هم که از خاطراتت دور شم...چون احساس گناه می یاد سراغم که نکنه می خوام فراموشی رو مرهم این درد کنم... ولی ترجیحم اینه که به خودم بقبولونم که نرفتی...دلم می خواد هیچ وقت به خودم اجازه ندم که نبودن جسمت برام یه باور شه... حالا تو یه طوری شدی که بهتر می فهمی تو دل ما چی میگذره...اونموقع هم می فهمیدی ها ولی حتما الان بیشتر متوجه میشی... اگه متوجه شدی که من و بقیه حسمون به این فراغ چیه، لطفا بیشتر بهمون سر بزن... ما آدرس جایی که تو رفتی رو بلد نیستیم...سخت پیدا می کنیم راهی رو که بشه باهات ارتباط برقرار کنیم... پس خودت مثل قدیمی حواست بهمون باشه... دستت درد نکنه
احمدرضا غزنوی
سم الله الرحمن الرحیم سلام مامان... قربون اون چشمات بشم که پر از اشک میشد وقتی گنبد و بارگاه حضرت ابالحسن الرضا علیه السلام رو می دیدی..‌. حالا تو دیگه هر وقت خدا اراده کنه روح پاک تو به راحتی مشرف میشه به صحن و سرای سید و مولای ما.‌‌.. درسته که برای ما یه حسرت موند از اینکه در رکاب تو یه بار دیگه مشرف بشیم خانه امام رئوف علیه السلام اما حالا هر بار که تصویر حرم رو می بینیم قبل از خودمون تو رو یادمون می یاد... مادر تولدت با تولد امام رضا علیه السلام مبارک باشه... خوش به حالت که اولین تولد واقعی و ابدیت رو حضرت مهربانی انداخت تو روز تولد خودش... عادت کریمانه این خانواده است که بیشتر از ما جبران کنن... اینکه ظاهری از جبران حضرت ضامن آهو هستش...مثل یه پلاک که نشونمون بده چقدر حضرت مادر جایگاهش رفیعه، تولدت رو گذاشته تو این روز قشنگ... مادر مثل یه نقاشی قشنگ و وسیع، هر چقدر از تو زمان ما رو دور می کنه، عظمت و زیباییت روشن تر میشه... تو مثل دریایی که دور و نزدیکت قشنگه... قطره ای توی دریای اهل بیت علیهم السلام شدی... همیشه این ماه ذیقعده برات خیلی مهم و محترم بود...مخصوصا آخراش که به ولادت حضرت رضا علیه السلام منتهی می شد...چقدر دوست داشتی زیارت در این ماه رو... حالا وقتی از باب الجواد مشرف شدی و از صحن ها گذشتی تا برسی به روضه منوره...کنار انبیاء و اولیاء و شهداء و ملائکه الهی برای ما هم دعا کن... السلام علیک یا ابالحسن الرضا علیه آلاف و التحیه و الثناء...
احمدرضا غزنوی
مادرجون مهربونم که به سفر ابدی رفتی و اون دور دورا و یه جای خوب ساکن شدی سلام خدا بر تو باد افسوس که نشد که امسال که سالگرد تولدت و تولد همسر مهربونم با روز ولادت آقا امام رضا که سالگرد عقد ما هم هست، با حضورت در کنارمون جشن بگیریم و دوباره قسمم بدی که برات هدیه نگیرم... 😭😭 فقط خوشم که امام رضا علیه السلام از همون اول سفر به شما عنایت داشته و همونطور که محمدجان گفتبا روح سبکبالت هر وقت خدا اجازه بده کبوتر حرم میشی و شاید هم در عالم برزخ آقا رو با چشم روحانیت زیارت کنی. خوش به حالت و بدون مادرجونم که سخت محتاج دعاتیم... و دلتنگ نگاهت...❤️ خدا بهمراهت عزیزم... 🌸
احمدرضا غزنوی
نمی دونم چرا این جملات اومد به ذهنم شاید مامان می خواد از قول امام رضا بهمون بگه ان کنت باکیا لشی فبک علی الحسین... سید بن طاووس می نویسد: آن گاه که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، زینب علیهاالسلام فریاد زد: «یا مُحَمَّداه! صَلّی عَلَیکَ مَلیکُ السَّماءِ هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُنْقَطَعُ الاعْضاءِ وَ بَناتُکَ سَبایا، الیَ اللّهِ الْمُشْتَکی وَ اِلیَ مُحَمَّدٍ المُصطَفی وَ اِلی عَلیٍّ المُرْتَضی وَ الی فاطِمَةَ الزَهراء وَ الی حَمْزَةَ سَیّدِ الشُّهَداءِ! یا مُحَمَّداه! هذا حُسَینٌ... یا حسین!! توفیق زیارت به نیابت مادری که ما رو توی راه شما گذاشت با اخلاص توجه بهمون بدید..
احمدرضا غزنوی
کاش ریحانه منم میتونست مثل بشری از مادرجون یه عالمه آموزشهای خوب و قشنگ بگیره الان من موندم و اینکه چطوری خاطره های خوب مامان رو برای ریحانه نگه دارم تا یادش باشه چه مادرجون مهربونی داشته که مثل مادربزرگای توی کتاب ها بوده😭
احمدرضا غزنوی
در شب میلاد امام مهربانی ها، که با تولد مریم عزیزم،انیس ومونسم ،یار وغمخوارم ،حامی و پشتیبان روزهای سختم مادر وهمسر نمونه وبی نظیرم مصادف است؛ به بعنوان هدیه تولدش تقدیم می کنم : * ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت بر سینه می فشارمت اما ندارمت *ای آسمان من که سراسر ستاره ای. تا صبح می شمارمت اما ندارمت *در عالم خیال خودم چون چراغ اشک بر دیده می‌گذارمت اما ندارمت *می‌خواهم ای درخت بهشتی،درخت جان در باغ دل بکارمت ،اما ندارمت *می‌خواهم ای شکوفه‌ترین مثل چتر گل بر سر نگاه دارمت اما ندارمت *می‌خواهم در روز تولدت ببوسمت... اما ای عزیز سفر کرده، در عالم وجود ، ندارمت *اما با دسته گلی در عالم خیال با عشق تقدیمت می کنم ولی در واقع ندارمت... *روز تولدت با میلاد رضا شده یکی... عشق من وتو به امام رئوف، تنها حقیقتی است که احساس می کنم همیشه دارمت ! دارمت ! دارمت ! ابراهیم
احمدرضا غزنوی
بسم الله الرحمن الرحیم سلام مامان... می دونم می خونی... از وقتی رفتی اونور خط، دیگه حس نوشتن ندارم...قدرتشم ندارم... می ترسم به خاطرات تو نزدیک بشم...چون نمی خوام شبیه کسی باشم که باور کرده برای داشتن تو نیاز به خاطراتت هست... می ترسم هم که از خاطراتت دور شم...چون احساس گناه می یاد سراغم که نکنه می خوام فراموشی رو مرهم این درد کنم... ولی ترجیحم اینه که به خودم بقبولونم که نرفتی...دلم می خواد هیچ وقت به خودم اجازه ندم که نبودن جسمت برام یه باور شه... حالا تو یه طوری شدی که بهتر می فهمی تو دل ما چی میگذره...اونموقع هم می فهمیدی ها ولی حتما الان بیشتر متوجه میشی... اگه متوجه شدی که من و بقیه حسمون به این فراغ چیه، لطفا بیشتر بهمون سر بزن... ما آدرس جایی که تو رفتی رو بلد نیستیم...سخت پیدا می کنیم راهی رو که بشه باهات ارتباط برقرار کنیم... پس خودت مثل قدیمی حواست بهمون باشه... دستت درد نکنه ========== بسم الله الرحمن الرحیم سلام مامان... امشب مسافری کربلایی... سلام ما رو به سید الشهداء علیه السلام برسون... اگه مشرف شدی زیر قبه برای گرفتاری های همه ما دعا کن... مثل همیشه... قربون اون چشمای قشنگت بشم که حالا بدون عینک داری لذت می بری... دوستت دارم
احمدرضا غزنوی
سلام علیکم حاج آقای عزیز سایه شما بر سر همگی ما مستدام باد محبت حاج خانم در اعماق دلهای ما رخنه کرده و صبح و شب به یاد او هستیم و گرمای عشق او در لحظاتمان ساری و جاری است . نکته ای به ذهنم رسید که خدمت عزیزان عرض میکنم . درست نیست آیات قرآن کریم که هر کدام شأن نزول مربوط به خود را دارند در موارد دلخواه به کار ببریم . شاید متهم شویم که تفسیر به رأی می کنیم . اما من که نمیخواهم تفسیر کنم . آیا نمی شود با دیدن چیزی به یاد کسی بیفتیم ؟ و از او یاد خیر و نیک کنیم ؟ آیه امشب را بخوانیم . سلام و درود خدا بر مظهر حیا ، نجابت و عفاف ، حضرت مریم سلام الله علیها يا مريم إن الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك علي نساء العالمين . ثواب قرائت این آیه از سوره مبارکه آل عمران ، به روح مامانی عزیز که هرگز یاد و نامش از ذهن و جانمان برون نخواهد شد ، هدیه می شود .
احمدرضا غزنوی
عرض ادب حاج آقا وقت بخیر🙏 کاملا تمام فرمایشات شما واقعیت محض هست. و ماهم باور کنین هر لحظه و هر زمان ک به فراق عزیز دلمان و مهربانمان می اندیشیم در باورمان نمیگنجد ک دیگر خاله ای نیست 😞😭 گرچه خاله عزیزم سالها از همه ما دور و ما از دیدارش محروم بودیم، سالی دو بار نهایت ۳ بار دیدارها تازه میشد ولی انچنان فرکانس مهربانیش از فرسنگها دور به ما میرسید ک دوری برایمان سهل میشد من خودم به شخصه هنوز نتونستم کنار بیام با این فراق و هر روز چند بار با خاله در ذهنم صحبت میکنم😭😭😭 خدا به شما صبر بده حاج آقا🙏🏻 و ممنون بابت فرمایشات گوهربارتون الحق ک همیشه شما و خاله عزیزم با نصایح بجاتون چراغ راه زندگی همه بودین و هستین پاینده باشین⚘⚘ خاله عزیزم روحت شاد🖤